عباس اقبال آشتيانى

279

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سابقا نيز اشاره كرديم بر اثر بباد رفتن ذخاير و خزاين هولاگو و گشادبازيها و عدم توجه ايلخانان جانشين او در خزانهء دولتى به هيچ‌وجه وجهى باقى نمانده بود مخصوصا بذل و بخششهاى بيجاى گيخاتو و صدر جهان كار بىپولى را به‌آنجا كشيده كه گاهى حتى براى تقديم هدايائى به سفرائى كه از خارج مىآمدند وجهى بدست نمىآمد و غازان وارث مملكتى شد كه به گفتهء خود او يكسره ويران و قابل پرداخت هيچ قسم مالياتى نبود . غازان در دو سال اول سلطنت پس از اصلاح و ترميم حال لشكر و گوشمالى مخالفين و تأمين حدود و ثغور بانتظام امور ادارى و جمع و خرج مملكت خود مشغول شد و اگرچه در اين راه به مردم تعديات و اجحافات بسيار وارد آمد ولى ترتيب وصول و اخراجات نظم يافت و در خزانه وجوهى فراهم گرديد و غازان در ابتدا دويست الى سيصد تومان آن را بين قسمتهاى اردو تقسيم نمود تا هم دل ايشان را گرم نگاه دارد و هم حد وظيفهء ديوانى هر قسمت را به ايشان بفهماند تا زيادتر از آن مطالبه ننمايند . در شورائى كه غازان پس از شكست مرج الصفر در اوجان تشكيل داد بعد از تنبيه سران سپاهى دست به بذل و بخشش گشود و هريك از سرداران را خلعتها و انعامهاى گزاف داد و مدت پانزده روز در چادرى نشسته بدست خود خزانه و حاصل ماليات ولايات را كه باسم استمداد لشكر قبلا بتعدى از مردم وصول شده بود بباد داد و در اين مدت قليل 300 تومان مسكوك طلا و 20000 دست خلعت و تشريف و 50 كمر مرصع و 300 كمر زرين به ايشان بخشيد و كارى كرد كه هيچيك از ايلخانان سابق نكرده بودند . بعد از اتمام قوريلتاى اوجان غازان بتبريز آمد تا تهيهء لشكر جهت حركت بشام و كشيدن انتقام شكست مرج الصفر ببيند ولى غفلة دوچار درد چشم شد و اطباى چينى به معالجهء او مشغول شدند . كمى بعد به اوجان برگشت و به عزم گذراندن زمستان به طرف بغداد حركت كرد اما بواسطهء برف و باران به انجام اين قصد قادر نيامد و مصمم شد در كنار قزل‌اوزن زمستان را به پايان رساند ( در آخر ربيع الآخر سال 703 ) . در هنگام اقامت در كنار قزل‌اوزن به خواجه سعد الدين ساوجى صاحب‌ديوان چنين خبر رسيد كه يكى از شيادان تبريز باسم پير يعقوب داغستانى جمعى از تبريزيان را گرد خود جمع كرده و مردم را به سلطنت آلافرنگ پسر ارشد گيخاتو بشارت داده و يكى